در حال بارگزاری

بیماری 29 ساله فوق لیسانس رشته شهر سازی و استاد دانشگاه

بیمار در یک شرکت مهندسی مشغول به کار می باشد، مجرد و ساکن تهران می باشد. وی روزانه 2 گرم شیشه، یک بطری الکل، نیم تا یک گرم ماری جوانا و 7 تا 10 هدد قرص ترامادول مصرف می کرده است.
بیمار از حدود 6 ماه قبل از بستری، دچار کاهش وزن و اشتهای شدید شده است بطوری که روزها را با اندک غذایی سپری می کند.
نیاز به خواب و میل جنسی در بیمار کاهش یافته بود. همچنین پرخاشگری فیزیکی و کلامی و عدم صبر و تحمل در وی بارز می باشد.

بیمار معتقد است صداهایی را می شنود که گاهاً به او دستور انجام کاری را می دهند و یا به وی ناسزا می گویند.

همچنین بیمار اظهار می دارد که گاهاً آدم هایی خیلی کوچکتر از حد طبیعی می بیند که بر روی بدنش راه می روند.

همچنین وی عقیده دارد انسانهایی که به عنوان والدین با او زندگی می کنند پدر و مادر واقعی او نیستند و تنها ظاهر خود را شبیه والدین او درست کرده اند و مشخص نیست که چه بلایی بر سر آنها آورده اند.

بیمار به شدت بی قرار است و به هیچ عنوان تاب و تحمل فضاهای محدود و جلسه مصاحبه را ندارد. آثار خودزنی و خاموش کردن سیگار بر روی پوست دست و بدن بیمار کاملاً مشخص است.

وضعیت فعلی بیمار

بیمار با علائم ذکر شده و مشکلات رفتاری و روحی روانی متعدد برای ترک اعتیاد در کلینیک دی بستری شد و پس از گذراندن دوره ی درمان اعتیاد، ترخیص شده است. علائم کاملاً کنترل شده است و در حال حاضر وی یکبار در ماه برای ویزیت روانپزشک و هر دو هفته یکبار جهت ویزیت روانشناس مراجعه می کند.